تبلیغات
مطالب به روز آموزشی برای آموزگاران ودانش آموزان پایه ششم دبستان - مطالب ابر آرایه ها َ
مطالب به روز آموزشی برای آموزگاران ودانش آموزان پایه ششم دبستان

منوی اصلی
درباره وبلاگ
موضوعات
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آرایه ها
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی
تلمیح: در لغت یعنی با گوشه ی چشم به چیزی نگاه کردن و در اصطلاح به آرایه ای می گویند که شاعر یا نویسنده در ضمن اثر خود به آیه ای از قرآن، حدیثی از بزرگان، داستان زندگی پیامبران و یا اتفاق مهم تاریخی به صورت خلاصه اشاره ای کند. مانند: تلمیح به آیه ی قرآن

خوشا آنان که الّله یارشان بی          که حکد و قل هو الّله کارشان بی


خدای تعالی او را می فرماید: و شاورهم فی الامر


در دفتر فارسی یادداشت کنید:

فعل امر:

فعلی است که برای فرمان و خواهش به کار می رود و دارای دو صیغه (صورت) است:
دوم شخص مفرد: بخور
دوم شخص جمع: بخورید
گاهی در فعل امر حرف "ب" حذف می شود، اما معنای آن عوض نمی شود. مانند:
گرای = بگرای
دان = بدان
خواه = بخواه
در متن های قدیمی و کهن گاهی به جای حرف "ب" بر سر فعل امر جزء پیشین "همی" آورده شده است.  مانند:
همی طلب = بطلب

نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،
آرایه ها
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی

اگـر گـوینده در کلام خود ضرب المثلی را آگاهانه به کار گیـرد و یا کلام او بعداً ضـرب المثل شود ، می گوییم دارای آرایه ی ضرب المثل است .

مثال:

آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود          در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

تــو نیکــی میـکـن و در دجـــله انــداز                   کـــه ایــزد در بیــابانــت دهـــد بــاز  ( همه ی بیت ضرب المثل است )



تفاوت های کنایه و ضرب المثل:

1. کنایه اغلب شکل مصدری دارد یعنی قابل تبدیل شدن به جمله است. مثال «موی دماغ کسی شدن» می توان گفت: موی دماغ من شده است.
به عبارتی کنایات، افعال گروهی هستند که در جایگاه گزاره ی جمله قرار می گیرند و نهاد می خواهند. مثال: «دست از پا خطا کردن» که در جمله ی کامل به همراه نهاد می آید: علی هنگام رانندگی، دست از پا خطا میکند. در حالی که اغلب مثل ها خود جمله ی کامل هستند.

2. کنایه ها اغلب جنبه ی پند و اندرزی ندارند ولی مثل ها اغلب دارای نصیحت و پند هستند چرا که حاوی نکات اخلاقی هستند.

3. مثل ها ریشه، سرگذشت و داستان و قصه ی تاریخی در پیشینه ی خود دارند ولی کنایه ها ندارند.

4. از کنایه ها مفهوم دور آن مور نظر است ولی در مثل ها اغلب مستقیم به معنی آن اشاره می شود.

5. ممکن است در ساخت مثل، یکی از واژه های اصلی، کنایه باشد اما هیچ گاه کنایه به طور مستقیم مثل به شمار نمی آید.

6. اغلب مثل ها موسیقی درونی و بیرونی، رسایی دارند اما کنایات فاقد آن هستند.

بیشتر بدانیم:

موسیقی درونی حاصل هماهنگی و ترکیب کلمات و طنین خاص هر حرف در مجاورت با حروف دیگر است.

موسیقی بیرونی که همان وزن عروضی است براساس کشش هجاها و تکیه ها، وزن، موسیقی بیرونی شعر را ایجاد می کند.



نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،
آرایه ها
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی

تشخیص (شخصیت بخشی) : هرگاه با نسبت دادن عمل، حالت و یا صفت انسانی به یک پدیده (غیرانسانی ) به آن جلوه ای انسانی ببخشیم، آرایه ی تشخص پدید می آید.

  ترتیب اجزای جمله به مغرب سینه مالان قرص خورشید /  زمان می گشت پشت کوهساران (از نسبت دادن قید سینه مالان به خورشید آرایه ی تشخص پدیدآمده است.)

 ترتیب اجزای جمله طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر /  بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را دیوانه کرد (دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است.)  



نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،
هم خانواده
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی

در عربی به کلماتی هم خانواده می گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آنها پشت سرهم بیایند.

مانند : رابط - مربوط - ارتباط - ربط

عجله - عجول - عاجل و تعجیل

تدریس - دروس - مدرس - درس

عامل - معمول - عمال - عمل

تعلیم - عالم - معلم - معلوم

نظر - ناظر- منظور- منتظر- انتظار- منظره - نظارت

نکته : کلمات هم خانواده درعربی از نظر معنی به هم نزدیک هستند و دربیشتر مواقع  سه حرف مشترک دارند .

کلمات هم خانواده در فارسی : ملاک هم خانواده بودن در فارسی بن ماضی و مضارع است .

کلمه هایی که بن ماضی و مضارع یکسانی داشته  باشند با هم هم خانواده هستند .

مانند : دانش - دانا - دانشمند - دانا و نکته دان

نکته : بعضی از هم خانواده ها درزبان فارسی بن فعلی ندارند .

مانند : گل زار - گلستان - گل خو - گلدان - گلنوش - و گل رخ

هنرور - هنرمند - هنر دوست - هنری و باهنر

بن فعل : به جزو ثابت و اصلی فعل که مفهوم انجام کار یا روی دادن حالتی را بیان کند بن فعل گویند .هرفعل دارای دوریشه یا بن است که عبارتند از :

بن ماضی : برای پیدا کردن بن ماضی باید تصور کنیم که آن فعل دیروز انجام شده است .سپس شناسه را از آخر آن فعل حذف می کنیم و به باقی مانده ی کلمه بن ماضی می گویند :

می روی __________ من دیروز رفتم .( م را حذف می کنیم .____ رفت (  بن ماضی )

می زنی_______ من دیروز علی را زدم ( م را حذف می کینم )  _____ زد ( بن ماضی )

بن مضارع : برای پیدا کردن بن مضارع آن فعل را به صورت امری یا دستوری بیان می کینم سپس حرف ( ب ) را از ابتدا بر می داریم . به آن چه باقی می ماند بن مضارع می گویند.

می خوانند _____ بخوان ( ب را حذف می کینم ) خوان ( بن مضارع )

می گویند ________ بگو ( ب را حذف می کینم )  گو ( بن مضارع )

هرچند برای کسی که به دو زبان چیره نیست  کار دشواری است ولی راه های ساده ای هم وجود دارد که دانستن آنها جالب است.

واژه های فراوانی از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است که صد هزار از این واژه ها در فارسی کاربرد دارند . اگر

بخواهیم تعداد واژه های دخیل ( لغاتی که از زبان بیگانه وارد زبان فارسی شده اند ) را در زبان فارسی بنویسیم آمار تقریبی این است : عربی 40 درصد ( تا 60 درصد هم گفته اند ) ، واژه های فرانسوی ، انگلیسی ، ترکی و... 10 درصد ، فارسی 50 درصد .

راه های زیادی برای شناخت کلمات عربی وجود دارد که به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم :

بسیاری از اسامی عربی جمع مکسّر دارند . مثل علم ( علوم ) ، سِر ( اسرار ) ، محفل ( محافل ) ، کتاب ( کُتُب ) ، جِرم ( اجرام ) ، حاشیه (  حواشی ) و ...

از میان 32 حرف الفبای فارسی برخی حروف تنها ویژه واژه های عربی است .

حرف (ث) : هر واژه ای که دارای  ث  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد . جز (کیومرث: مرد دانا یا گاو مرد) ، ( تـَهمورث : دارنده ی سگ نر قوی ) و واژگان لاتین مانند بلوتوث یا نام هایی مانند ادوارد ثورندایک و ... که کاملا آشکار است نام های لاتین هستند نه عربی یا فارسی.

حرف (ح) : هر واژه ای که دارای حرف  ح  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد. غیر از کلمه ی حوله که درست آن هوله است وبه گمان نزدیک به یقین ریشه ی ترکی دارد و به معنی ( پُرزدار ) است .  عرب به هوله (حوله) می گوید : مِنشَفة در سعودی / خاولی یا خاولیة و بَشکیر در عراق / بِشکیر  یا فوطة در سوریه .واژه حول و حوش هم به گمان بسیار فارسی و درست آن هول و هوش است . کردهای فهلوی یا فَیلی هنوز به خانه می گویند هاوش که با house  در انگلیسی همانندی دارد.

حرف (ذ) : هرچند در فارسی کهن تلفظ این حرف مانند تلفظ عربی آن وجود داشته اما امروزه دیگر هیچ ایرانی ای ذال را ذال تلفظ نمی کند بلکه  زاء تلفظ می نماید .بیش از 95% واژه های دارای ذال ریشه ی عربی دارند مگر واژه هایی مانند گذر ، گذراندن ، گذشتن ، پذیرش ، پذیرفتن ، آذین، گنبذ (امروزه گنبد خوانده می شود.)ذانستن ( که امروزه دانستن تلفظ می شود. اما کردها ، لَکها و برخی دیگر از اقوام ایرانی  ذانستن را زانستن تلفظ می کنند. مانند تالشی ها که به (می دانم) می گویند ( زُنُـمzonom) و کردها می گویند ( اَزانِـم  یا  زانِـم یا مَزانِم یا دَزانِم )

حرف(ص) : هر کلمه ای که  صاد دارد بی شک عربی است مگر عدد شصت و عدد صد که عمداً غلط نوشته شده اند تا با انگشت شست و سد روی رودخانه اشتباه نشوند.

صندلی نیز بی جهت با صاد نوشته شده و البته عربی شده ی چَندَل است. عرب به صندلی می گوید کُرسی ، مَقعَد و در گویش محلی عراق و سوریه اِسکَملی .

صابون هم در اصل واژه ای فارسی است و درست آن سابون است و این واژه از فارسی به بیشتر زبانهای جهان رفته مثلاً soap در انگلیسی همان سابون است . ما سابون را به صورت معرَّب صابون با صاد می نویسیم.اصفهان نیز معرّب یعنی عربی شده ی اَسپَدانـه یا سپاهان است.

حروف ( ض/ظ /ع ) :  بدون استثنا تنها ویژه واژه های دارای ریشه ی عربی است و در فارسی چنین مخارجی از حروف وجود ندارد .  به ویژه ضاد تا جایی که عرب ها به الناطقین بالضاد معروفند زیرا این مخرج ویژه عرب است نه دیگر مردمان نژاد سامی.

حرف (ط) : جنجالی ترین حرف در املای کلمات است . مخرج طاء تنها ویژه واژه های عربی است و در فارسی ط نداریم و واژه هایی که با  ط  نوشته می شوند یا عربی اند و یا اگر عربی نیستند غلط املایی هستند . مانند طهران ،طالش، اصطهبان ، طوس که خوشبختانه امروزه دیگر کسی تهران ،تالش ، استهبان و توس را دیگر نادرست نمی نویسد. اما بلیت واژه ای فرانسوی است . تایر tire واژه ای انگلیسی است . اتاق مغولی است . تپش فارسی است و دلیلی ندارد که آن ها را نادرست بنویسیم و امروزه دیگر این واژه ها را درست می نویسند مگر کسانی که با ریشه واژه ها آشنا نیستند.

حرف ( ق ) :  نیز در مرتبه دوم حروف جنجالی است . در فارسی قاف نداریم  غ  داریم . قاف ویژه واژه های عربی در 90 درصد موارد است واژه های  عربی دارای ریشه ی اغلب سه حرفی و دارای وزن و هم خانواده اند مانند: قاسم ، تقسیم ، مقسِّم ، انقسام ، قَسَم ، قسمت ، اقسام ، مقسوم ، قسّام ، منقسم و تشخیص واژه ی عربی الاصل دارای قاف کار ساده ای است . اما دیگر کلمات قاف دار یا ترکی اند و یا مغولی . مانند قره قروت: کشک سیاه / قره قویونلو : صاحبان گوسفند سیاه/ قره گوزلو: دارنده ی چشم سیاه / قزل آلا : ماهی طلایی.

کلماتی مانند آقا ،قلدر ، قرمساق  نیز مغولی اند.  کلمه قوری نیز روسی است اصلاً قوری ،کتری ، سماور ، استکان همه واژه های روسی اند و اینها زمان قاجاریه و در دوره صدارت اعظمی امیر کبیر وارد ایران شدند . کلماتی مانند قند و قهرمان و قباد معرب  کند کهرمان و کَواذ هستند همان گونه که کرماشان یا کرمانشاه را عرب قرماسان یا قَرمسین تلفظ می کرده اما امروزه ما ایرانیان کرمانشاه یا کرماشان را قرماسان یا قرمسین تلفظ نمی کنیم  اما کواذ را قباد می گوییم و این تأثیر زبان عربی بر فارسی است.

حروف چهارگانه ( گ / چ/ پ / ژ )  : نیز در عربی فصیح یعنی نوشتاری وجود ندارد. و هر کلمه ای که دارای یکی از این چهار حرف است حتماً عربی نیست و به احتمال بسیار ریشه ی فارسی دارد . مانند منیژه ، مژگان ، ژاله ،پروین ، پرنده ، گیو، گودرز ،منوچهر ، پریچهر  و ... البته اغلب چنین است و موارد اندکی نیز امکان دارد از دیگر زبانها باشد مانند پینگ پونگ که چینی است . یا چاخان و خپل که مغولی اند . اشتباه نکنید چاخان ترکی نیست . مغولی است زیرا در ترکی به دروغ  می گویند  یالان .یا پارتی partyکلمه ای انگلیسی است و  آپارتمان واژه ای فرانسوی است.

شاید بپرسید پس سایر حروف مانند  الف ب ت ج د ر ز س ش ف ک ل م ن و ه ی  چگونه هستند ؟ پاسخ شما این است که اینها حروف مشترک در سراسر زبانهای جهان است . هرچند برخی اقوام بعضی حروف را ندارند و به گونه دیگر ادا می کنند . مانند حرف  ر  که در فرانسه  غ گفته می شود  و یا همین  ر  در چین  ل   خوانده می شود .


نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،
آرایه ها
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی

مُراعات نَظیر(تناسب): آوردن واژه‌هایی از یک دسته است که با هم هماهنگی دارند. این هماهنگی می‌تواند از نظر جنس، نوع، مکان، زمان و یا همراهی باشد. مراعات نظیر سبب تداعی معانی است.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند          تاتوانی به کف آری و به غفلت نخوری

مراعات نظیر و از نظر مکانی با هم تناسب دارند. / نان ، خوردن ، همراهی

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج                 فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست!


تصاویر جدید زیباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"


اغراق (مبالغه): هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

     زسمّ ستوران در این پهن دشت   زمین شد شش و آسمان گشت هشت    

   

تصاویر جدید زیباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"  


کنایه: اگر بجای نام بردن مستقیم از یک چیز، از چیزی که یادآور آن باشد نام ببریم، از آرایه ای ادبی استفاده کرده‌ایم که دِگَرنامی یا کنایه‌آوری نامیده می‌شود.

 تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟

در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستند اما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر و چه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم؟ در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی‌رساند و به این کار برد کنایه می گویند.

 هنوزم از دهانت بوی شیر می آید : بوی شیر کنایه از خردسال بودن هست.


تصاویر جدید زیباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"


حس آمیزی: هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است. به چیزی نسبت دهیم که با آن حس قابل احساس نباشد، آرایه حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

طعم پیروزی را چشید.

در این عبارت "مزه" که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده‌است. اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست!

حقیقت تلخ است.

در این عبارت "تلخی" که مربوط به حس چشایی است به حقیقت نسبت داده شده است. اما حقیقت با حس چشایی قابل احساس نیست!


نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،
آرایه ها
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ششم دبستانی ابراهیمی
آرایه تضاد

تضاد: از آرایه های ادبی است و به معنی آوردن دو کلمه با معنی متضاد است در سخن برای روشنگری، زیبایی ولطافت آن. تضاد قدرت تداعی دارد و از این رو سبب تلاش ذهنی می‌شود. تضاد در شعر و نثر به کار می‌رود.


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد       دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد          عالم پیر دگر باره جوان خواهد

   هنوز نیک و بد زندگی به دفتر عمر       نخوانده ای و به چشم تو راه و چاه یکیست



نوع مطلب : فارسی ششم دبستان، 
برچسب ها : آرایه ها،

 

 



نویسندگان
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
لینک دوستان
برچسب ها